تبليغاتX
درد و دل

درد و دل

                                            به نام فرشته ی هستی ....

همیشه این گونه بوده است کسی را که خیلی دوست داری زود از دست می دهی پیش از آنکه خوب

 نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد و دور می شود فکر می کنی می توانی تا آخرین روزی

 که زمین به دورخورشید می چرخه و خورشید از پشت کوهها سرک می کشد در کنارش باشی هنوز

بعضی از حرفهایت را به او نگفته بودی هنوز همه ی لبخند های خود را به او نشان نداده بودی .

همیشه این گونه بوده است کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیا می رود وقتی به خود می آیی

 که حتی رد پای او در خیابان نیست فکر می کردی می توانی  با اوبه همه ی باغ ها سر بزنی و

 خرده های نان را به مرغابی های تنها بدهی .

همیشه این گونه بوده است ،او که می رود ، او که برای همیشه می رود آنقدر تنها می شوی که

 نام روز هارا فراموش  می کنی از عقربه های ساعت می گریزی و هیچ فرشته ای به خواب تو

 نمی آید .

احساس می کنی به دره ای تهی از باران و در خت سقوط کرده ای ، احساس می کنی کلمات لال

شده اند پلها فرو ریخته اند . کفش ها پاره شده اند . دستها یخ کر ده اند مثل دستهای من و پروانه

سوخته اند راستی اگر هنوز او نرفته است ، اگر هنوز باد، همه ی شمع هایت را خاموش نکرده است

اگر هنوز می توان برایش یک استکان چای بریزی و غزلی از حافظ بخوانی قدر تک تک نفسهایش

 را بدان و به فرشته ای که می خواهد او را  از زمین به آسمان ببرد بگو تو را به صدای گنجشکها

 و بوی خوش آرزوها سوگند می دهم .

                                             " او را از من نگیر "

 

..............................................................................................................................

دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد؟؟؟!

کسی که تو را دوست می دارد تو دوستش نمی داری؟؟؟!

اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم آیین هرگز به هم نمی رسند

و این رنج است

                       زندگی یعنی این ...............

                                                                                              دکتر شریعتی

         ...................................................................................................................

 

چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدیده و بجاش یه زخم همیشگی رو بهت هدیه

داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی حس کنی هنوز هم دوسش داری!!

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش چیزی جز سلام نتونی بهش بگی!!

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز هم دوسش داری!!

چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه ی نو مبارک  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 20:2  توسط وحید  |